

تجزیه و تحلیل مالی به ارزیابی از زنده بودن ، ثبات و سودآوری یک تجارت ، زیر تجارت یا پروژه اشاره دارد. این کار توسط متخصصانی انجام می شود که با استفاده از نسبت هایی که از اطلاعاتی که از صورتهای مالی و سایر گزارش ها گرفته می شود ، گزارش هایی را تهیه می کنند. این گزارش ها معمولاً به عنوان یکی از پایه های آنها در تصمیم گیری های تجاری به مدیریت ارشد ارائه می شوند.
شما به عنوان یک صاحب مشاغل یا مدیر یک تجارت ممکن است بخواهید یک سیستم مبتنی بر پاداش ایجاد کنید که باعث شود کارمندان کارآمدتر باشند و همزمان به آنها هدف و هدف قابل توجهی برای دستیابی به آنها می دهند. ارزیابی های خود را از عملکرد از کجا شروع می کنید و چگونه می توانید این اندازه گیری ها را انجام داده و ضبط کنید؟فرضیه می گویند که شما یک تجارت را اداره کرده اید و بدهی های فعلی شما در حال افزایش است. چگونه می دانید که آیا با آنها همراه هستید؟چگونه می توانید احتمال کسب و کار خود را برای پرداخت بدهی های فعلی خود تعیین یا اندازه گیری کنید؟این جایی است که تجزیه و تحلیل مالی برای مدیران مشاغل و همچنین کارمندان بسیار مفید شد.
اصطلاح تجزیه و تحلیل مالی به جمع آوری داده های مالی برای یک تجارت و سپس مقایسه بین متغیرهای مختلف در صورتهای مالی یکسان ، در صورتهای مالی متعدد یا در کل تجارت اشاره دارد. نسبت های مالی به مدیران و سرمایه گذاران مشاغل اجازه می دهد تا روابط ریاضی منطقی بین متغیرهای مختلف (موارد) را که در صورتهای مالی ذکر شده اند ، برقرار کنند. منبع اصلی اطلاعات مالی برای یک تجارت ، چهار صورت مالی اصلی خواهد بود که ترازنامه ، بیانیه درآمد ، بیانیه سهام سهامداران و بیانیه جریان نقدی است. پاورقی هایی که تیم مدیریت در گزارش های مالی خود درج کرده است ، می تواند به عنوان منبع ارزشمند اطلاعات کیفی باشد که به درک روند فکر صاحبان مشاغل یا تیم مدیریت و همچنین جهت استراتژیک آینده برای تجارت کمک می کند.
هنگام انجام تجزیه و تحلیل مالی برای یک تجارت ، مهم است که علاوه بر صورتهای مالی برای تجارت ، سایر منابع داده را نیز بررسی و در نظر بگیرید. منابع دیگر داده هایی که به طور بالقوه می توانند بر تجارت خاص ، صنعت یا بخش به طور خاص تأثیر بگذارند ، یا اقتصاد به طور کلی نقش مهمی در درک یک نمای کلی سطح بالا از وضعیت فعلی یک تجارت داشته باشد ، روند آندر حال حاضر نمایشگاه و جهت آینده برای تجارت است.
تجزیه و تحلیل مالی توسط متخصصانی انجام می شود که گزارش هایی را با استفاده از نسبت هایی که از اطلاعاتی که از صورتهای مالی و سایر گزارش ها گرفته می شود ، تهیه می کنند. این گزارش ها معمولاً به عنوان یکی از پایه های آنها در تصمیم گیری های تجاری به مدیریت ارشد ارائه می شوند. تجزیه و تحلیل مالی ممکن است تعیین کند که آیا یک تجارت خواهد بود:
- عملکرد اصلی یا بخشی از تجارت خود را ادامه یا قطع کنید.
- مواد خاصی را در ساخت محصول خود تهیه یا خریداری کنید.
- برخی از ماشین آلات و تجهیزات خاص را در تولید کالاهای خود به دست آورید یا اجاره دهید.
- سهام را صادر کنید یا برای افزایش سرمایه در گردش خود برای وام بانکی مذاکره کنید.
- در مورد سرمایه گذاری یا سرمایه وام تصمیم گیری کنید.
- تصمیمات دیگری را اتخاذ کنید که به مدیریت اجازه می دهد تا در مورد گزینه های مختلف در انجام کار خود ، انتخاب آگاهانه ای انجام دهد.
چگونه به اینجا رسیدیم؟
علت اصلی تکامل تجزیه و تحلیل صورتهای مالی را می توان در آخرین مراحل حرکت آمریکا به بلوغ صنعتی در نیمه آخر قرن نوزدهم ردیابی کرد. از آنجا که مدیریت شرکت ها در بخش های مختلف صنعتی که از سرمایه داران سرمایه گذار به مدیر حرفه ای منتقل شده و با توجه به بخش مالی به یک نیروی غالب در اقتصاد تبدیل شده است ، نیاز به صورت های مالی بر این اساس افزایش یافته است. هر دوی این تغییرات علل اصلی تجزیه و تحلیل صورتهای مالی بودند.
اما این نکته ای نبود که از آنجا شروع شود ، اگر ما در کتابهای تاریخ بیشتر حرکت کنیم ، می توانیم ارزیابی کنیم که از قرص های رس به ابر ، حسابداری و امور مالی تغییرات گسترده ای در ابزارها ، روش ها و تمرکز خود را از زمان آنها مشاهده کرده اند. شروعاما آنها در مواجهه با یک محیط در حال تغییر تجارت ، همچنان در حال تکامل هستند.
تحولات در نوع و میزان داده های موجود برای تأمین مالی متخصصان ، همراه با ابزارهای جدید قدرتمند که برای تجزیه و تحلیل آن استفاده می شود ، نقشی برای تجزیه و تحلیل مالی ایجاد کرده است. در حال تحول از ارتجاعی به پیش بینی شده ، امور مالی را برای تصمیم گیری های استراتژیک در مورد تجارت فراهم کرده است - و رهبران ارشد شروع به انتظار بینش به موقع کرده اند و باعث ایجاد فشار برای تیم ها می شوند.
در این پست وبلاگ ، ما تحولات کلیدی تاریخی را ردیابی می کنیم که عملکرد تجزیه و تحلیل مالی مدرن را ایجاد کرده است. از آنجا که حسابداری به هزاران سال باز می گردد و در بسیاری از نقاط جهان مورد استفاده و کاوش قرار گرفته است. با توجه به اهمیت کالاها و تجارت برای تمدن بشری ، جای تعجب آور نیست که تاریخ حسابداری و حسابداری به آغاز تاریخ ثبت شده بشر باز می گردد. اسناد حسابداری ابتدایی در ویرانه های بین النهرین ، بابل و سایر تمدن های باستانی که به هزاران سال باز می گردند ، یافت شده است. اولین حساب های این زبان به تمدن های بین النهرین باز می گردد. این افراد اولین سوابق کالاهای معامله شده و دریافت شده را نگه داشته اند. این همچنین مربوط به ضبط اولیه مصریان باستان و بابلی بود. آنها از روشهای حسابداری بدوی تر استفاده می کردند و سوابق مربوط به معاملات دقیق مربوط به حیوانات ، دام و محصولات زراعی را نگه می داشتند. در هند ، فیلسوف و اقتصاددان چاناکیا "Arthashasthra" را در طول امپراتوری موریان در حدود قرن دوم B. C نوشت. این کتاب شامل مشاوره و جزئیات در مورد نحوه حفظ کتاب های ضبط شده برای حساب ها بود.
حسابداران به احتمال زیاد در حالی که جامعه هنوز در سیستم بارز و تجارت (قبل از 2000 B. C.) به جای اقتصاد پول نقد و تجارت در حال کار بود ، ظهور کردند. رهبران این زمان مانند روایات با تاریخ و توضیحات معاملات ساخته شده یا شرایط ارائه شده برای خدمات ارائه شده می خوانند. تمام معاملات در دفترچه های فردی نگه داشته می شدند و در صورت بروز اختلاف ، آنها اثبات می کردند که امور مربوط به دادستان ها مطرح می شود. اگرچه خسته کننده است ، این سیستم جزئیات جزئیات هر توافق نامه ایده آل بود زیرا مدت زمان طولانی می تواند قبل از اتمام معاملات بگذرد.
با در دسترس بودن ارزها و بازرگانان و بازرگانان شروع به ساخت ثروت مادی کردند ، حسابداری نیز تکامل یافت. سپس ، مانند اکنون ، حس و توانایی تجارت با اعداد همیشه در یک نفر یافت نمی شد ، بنابراین بازرگانان ریاضی-فوبیک برای حفظ سابقه ای از آنچه که مدیون بودند و چه کسی به آنها مدیون بودند ، از حسابداران استفاده می کردند. تا اواخر دهه 1400 ، این اطلاعات هنوز به سبک روایی با تمام اعداد موجود در یک ستون تنظیم شده بود ، خواه مبلغی پرداخت شود ، بدهکار باشد یا در غیر این صورت. به این حسابداری تک وارده گفته می شود و شبیه به کاری است که بسیاری از ما برای پیگیری کتابهای چک خود انجام می دهیم. لازم بود که حسابدار توضیحات هر ورودی را بخواند تا تصمیم بگیرد که هنگام محاسبه چیزی به سادگی سود یا ضرر ماهانه ، آن را کسر کند یا آن را اضافه کند. این یک روش بسیار وقت گیر و ناکارآمد برای پیشبرد چیزهای بود.
ریاضیدان ایتالیایی و فرانسیسكن فری لوكا بارتولومئو د پاپیولی ، به عنوان "پدر حسابداری و حسابداری" شناخته شده است ، سیستم حسابداری دوتایی را در كتاب خود در سال 1494 ، Summa de Arithmetica ، Geometria شرح داد. متناسب و متناسب. این سیستم شامل بیشتر چرخه حسابداری همانطور که امروزه آن را می شناسیم و استفاده از مجلات و دفترچه ها را توصیف می کنیم ، با دسته بندی حساب ها هنوز در ترازنامه ها و صورت های درآمد استفاده می شود. لوکا پاسیولی ساختار حسابداری مشترک را بازسازی کرد و زمینه را برای حسابداری مدرن فراهم کرد. Pacioli ، در کتاب خود فواید یک سیستم دوتایی را برای حسابداری نشان داد. ایده این بود که منابع یک نهاد را به طور جداگانه از هرگونه ادعای مربوط به منابع دیگر اشخاص ذکر کنیم. در ساده ترین شکل ، این به معنای ایجاد ترازنامه با بدهی ها و اعتبار جداگانه بود. این نوآوری باعث شد حسابداری کارآمدتر شود و تصویری واضح تر از قدرت کلی یک شرکت ارائه دهد. این تصویر ، با این حال ، فقط برای مالک بود که حسابدار را استخدام کرد. عموم مردم این سوابق را مشاهده نکردند - حداقل هنوز.
بعداً پس از آن ، حسابداری با استعمار اروپایی به آمریکا مهاجرت کرد. اگرچه گاهی اوقات به عنوان حسابداری گفته می شد ، اما حسابداران هنوز در حال ورود و محاسبات اساسی برای صاحبان مشاغل بودند. مشاغل مورد نظر به اندازه کافی کوچک بودند که صاحبان آن شخصاً درگیر و از سلامت شرکت های خود آگاه بودند. آنها نیازی به حسابداران برای ایجاد صورتهای مالی پیچیده یا تجزیه و تحلیل هزینه و فایده ندارند.
ظاهر شرکت ها در ایالات متحده و ایجاد راه آهن کاتالیزورهایی بودند که حسابداری را به عمل حسابداری تبدیل کردند. از بین دو عامل ، راه آهن بسیار قدرتمندترین بود. برای به دست آوردن کالاها و افراد به مقصد خود ، شما به شبکه های توزیع ، برنامه حمل و نقل ، جمع آوری کرایه ، نرخ رقابتی و راهی برای ارزیابی اینکه آیا همه این کارها با کارآمدترین روش ممکن انجام می شود ، نیاز دارید. حسابداری را با برآورد هزینه خود ، صورتهای مالی ، نسبت عملیاتی ، گزارش های تولید و تعداد زیادی از معیارهای دیگر وارد کنید تا داده های مورد نیاز خود را برای تصمیم گیری های آگاهانه به مشاغل ارائه دهید.
راه آهن همچنین کشور را کوچک کرد. معاملات تجاری می تواند در طی چند روز و نه ماه ها حل و فصل شود و اطلاعات را می توان با سرعت بسیار بیشتری از شهر به شهر دیگر منتقل کرد. حتی زمان به طور مساوی در سراسر کشور قبل از راه آهن اجرا نمی شد. پیش از این ، هر شهرک تصمیم می گرفت که روز آغاز و با یک اجماع عمومی به پایان رسید. این به یک سیستم یکنواخت تغییر یافت زیرا لازم بود کالاها در ایستگاه های خاص در زمان های قابل پیش بینی تحویل داده و تخلیه شوند.
این کوچک شدن کشور و معرفی یکنواختی ، سرمایه گذاری را تشویق می کند ، که به نوبه خود ، بیشتر روی حسابداری تمرکز می کند. تا دهه 1800 ، سرمایه گذاری یا بازی دانش یا یکی از شانس ها بوده است. افراد در شرکت هایی که با آنها آشنا بودند ، یا با شناخت صنعت و چه با شناختن صاحبان ، مسائل مربوط به سهام را به دست آوردند ، یا کورکورانه سرمایه گذاری کردند که بستگان و دوستانشان آنها را تشویق می کردند. هیچ مالی برای بررسی اینکه آیا می خواهید در یک شرکت یا شغلی سرمایه گذاری کنید که هیچ چیز در مورد آن نمی دانید ، وجود ندارد. خطر این نوع سرمایه گذاری باعث شده است تا آن را برای ثروتمندان - ورزش یک مرد ثروتمند با رنگ آمیزی قمار. این تصویر هرگز کاملاً محو نشده است.
بدیهی است ، تحولات بسیاری در این زمینه وجود داشته است ، اما بیایید به سرعت در قرن بیستم ، وقتی سه نقطه عطف اصلی پایه و اساس حسابداری و امور مالی مدرن را پایه گذاری کردند.
در سال 1913 ، ایالات متحده اصلاحیه شانزدهم قانون اساسی را تصویب کرد و مالیات بر درآمد فدرال را ایجاد کرد. این اصلاحیه افراد و شرکت ها را وادار به بهبود نگه داشتن سوابق کرد ، اما سردرگمی قابل توجهی در مورد نحوه انجام این کار وجود داشت.
در نتیجه ، در بولتن فدرال رزرو آوریل 1917 ، فدرال رزرو "حسابداری یکنواخت" صادر کرد. "در حالی که این بولتن برای ارتقاء یکنواختی حسابداری ، اکثریت انتخاب حسابداری را به قضاوت حرفه ای واگذار کرد.
سرانجام ، پس از سقوط بازار سهام در سال 1929 ، کنگره ایالات متحده قانون امنیت سال 1933 و قانون مبادله امنیتی سال 1934 را تصویب کرد. این اقدامات باعث فریب ، ارائه نادرست و سایر کلاهبرداری ها در فروش اوراق بهادار شد. همچنین کمیسیون امنیت و بورس (SEC) تأسیس کرد و به آن قدرت گسترده ای برای نظارت و تنظیم صنعت اوراق بهادار داد. قانون مبادله همچنین به SEC اجازه داد كه به گزارش دوره ای اطلاعات توسط شركت هایی كه دارای اوراق بهادار معامله شده عمومی هستند ، نیاز داشته باشد.
شرکت ها که مشتاق جذب سرمایه بیشتر برای گسترش فعالیت های خود هستند ، شروع به انتشار مالی خود در قالب ترازنامه ، صورت درآمد و صورتحساب جریان نقدی کردند. سرمایه گذاری از منابع خارج از شرکت از آنچه که توسط صاحبان انفرادی که پیشگام تجارت بوده اند ، مهمتر شد. اگرچه ورود به این سرمایه گذاری ، دامنه عملیات و سود را برای اکثر شرکت ها افزایش داد ، اما فشار بر مدیریت را نیز برای خوشحال کردن روسای جدید خود - سهامداران افزایش داد. از طرف آنها ، سهامداران نتوانستند به طور کامل به مدیریت اعتماد کنند ، بنابراین نیاز به بررسی های مالی مستقل از فعالیت های یک شرکت آشکار شد.
حسابداران قبلاً برای جذب سرمایه گذاران ضروری بودند و به سرعت برای حفظ اعتماد به نفس سرمایه گذاران ضروری شدند. حرفه حسابداری در سال 1896 با قانونی که عنوان حسابدار معتبر عمومی (CPA) فقط به افرادی داده می شود که امتحانات دولتی را پشت سر می گذارند و سه سال تجربه در این زمینه داده می شود ، به رسمیت شناخته شد. ایجاد حسابداران حرفه ای در یک زمان مناسب به وجود آمد. کمتر از 20 سال بعد ، تقاضا برای CPA به عنوان دولت ایالات متحده ، نیاز به پولی دارد که آنها شروع به پرداخت مالیات بر درآمد کردند.
تکنولوژی امروزه نگاه ما به حسابداری را تغییر داده است. دیگر نیازی نیست که برای نگهداری سوابق دقیق تراکنش های نقدی یا کالایی به صورت دستی عذاب بکشیم. از زمانی که اولین سوابق در آمریکا نگهداری شد، حسابداران از تعدادی ابزار مختلف برای کمک به حرفه خود استفاده کردند. ماشین جمع آوری در سال 1890 به حسابداران اولیه کمک کرد تا دریافت ها را سریع تر محاسبه کنند و آنها توانستند به سرعت کتاب های خود را تطبیق دهند. زمانی که IBM اولین کامپیوتر را در سال 1952 عرضه کرد، حسابداران جزو اولین کسانی بودند که از آن استفاده کردند. و ظهورهای اخیر در فناوری، حسابداری را وارد قلمرو نرم افزارهای رایانه ای مانند Quickbooks کرده است. این پیشرفت های جدید بسیار شهودی تر هستند و به حسابداران کمک می کنند تا کار خود را سریع تر و با سهولت بیشتری انجام دهند.
این چند نکته در تاریخ، پایه و اساس شیوه های عمومی حسابداری و همچنین انگیزه عملکرد حسابداری و مالی مدرن را نشان می دهد. اما در مورد روش هایی که روش های تحلیل مالی مدرن انجام می شوند چطور؟
دو نوع تحلیل مالی وجود دارد: تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی. تجزیه و تحلیل فنی به نمودارهای کمی مانند میانگین متحرک (MA) نگاه می کند، در حالی که تحلیل بنیادی از نسبت هایی مانند سود هر سهم یک شرکت (EPS) استفاده می کند. به عنوان مثال، تجزیه و تحلیل فنی بر روی نرخ مبادله GBP/USD پس از نتایج بدست آمده انجام شد. رای برگزیت در ژوئن 2016. با نگاهی به نمودار نرخ ارز، مشخص شد که این نرخ پس از رای گیری در 23 ژوئن 2016 به میزان قابل توجهی کاهش یافت و سپس در یک دوره 48 ساعته 375 واحد پایه (bps) بهبود یافت. و به عنوان نمونه ای از تحلیل بنیادی، Discover Financial Services نتایج سه ماهه اول سال 2016 را در 19 ژوئیه 2016 گزارش کرد. این شرکت EPS 1. 40 دلاری داشت که نسبت به EPS 1. 33 دلاری برای فصل مشابه در سال 2015، که نشانه خوبی بود.
تحلیل تکنیکال چگونه اختراع شد؟
اصول تجزیه و تحلیل فنی از صدها سال داده های بازار مالی گرفته شده است. برخی از جنبه های تجزیه و تحلیل فنی در بازرگانان مستقر در آمستردام جوزف د لا وگا از بازارهای مالی هلند در قرن هفدهم ظاهر شد. در آسیا گفته می شود که تجزیه و تحلیل فنی روشی است که توسط Homma Munehisa در اوایل قرن 18th ساخته شده است که به استفاده از تکنیک های شمعدانی تکامل یافته است ، و امروز یک ابزار نمودار تجزیه و تحلیل فنی است. در دهه 1920 و 1930 ، ریچارد دبلیو شابکر چندین منتشر کردکتابهایی که کار چارلز داو و ویلیام پیتر همیلتون را در کتابهای خود در تئوری بازار سهام و عملکرد و تجزیه و تحلیل بازار فنی ادامه دادند. در سال 1948 ، رابرت دی ادواردز و جان ماژ تجزیه و تحلیل فنی روندهای سهام را منتشر کردند که به طور گسترده یکی از آثار اصلی این رشته محسوب می شود. این منحصراً نگران تجزیه و تحلیل روند و الگوهای نمودار است و در حال حاضر در حال استفاده است. تجزیه و تحلیل فنی اولیه تقریباً منحصراً تجزیه و تحلیل نمودارها بود زیرا قدرت پردازش رایانه ها برای درجه مدرن تجزیه و تحلیل آماری در دسترس نبود. گفته می شود چارلز داو نوعی از تجزیه و تحلیل نمودار نقطه و شکل است. تئوری داو مبتنی بر نوشته های جمع آوری شده از بنیانگذاران و سردبیر داو جونز ، چارلز داو است و الهام بخش استفاده و توسعه تجزیه و تحلیل فنی مدرن در پایان قرن نوزدهم است. سایر پیشگامان تکنیک های تجزیه و تحلیل عبارتند از رالف نلسون الیوت ، ویلیام دلبرت گان و ریچارد وایکوف که تکنیک های مربوطه خود را در اوایل قرن بیستم توسعه داده اند. ابزارها و نظریه های فنی بیشتری در دهه های اخیر با تأکید فزاینده بر تکنیک های با کمک رایانه با استفاده از نرم افزارهای رایانه ای ویژه طراحی شده و افزایش یافته است.
چگونه تجزیه و تحلیل اساسی اختراع شد؟
تاریخ تجزیه و تحلیل بنیادی به عنوان یک مکانیسم تجارت با بنیامین گراهام در سال 1928 آغاز شد. گراهام اولین کتاب خود را با عنوان "تجزیه و تحلیل امنیتی در سال 1934 منتشر کرد. این کتاب چارچوب سرمایه گذاری ارزش را تعریف کرد و اکنون در چاپ پنجم خود قرار دارد. از آن زمان ، تحقیقات زیادی بر اقدامات اساسی خاص به عنوان تعیین کننده اصلی قیمت آینده اوراق بهادار متمرکز شده است. مفهوم کارآیی برای تأمین مالی اساسی است. به طور عمده ، در یک بازار مالی کارآمد ، قیمت دارایی باید بهترین تخمین ممکن از ارزش اقتصادی آن باشد. تجزیه و تحلیل اساسی ، در حسابداری و امور مالی ، تجزیه و تحلیل صورتهای مالی یک تجارت (معمولاً برای تجزیه و تحلیل دارایی ها ، بدهی ها و درآمد مشاغل) است. سلامتی؛و رقبا و بازارها. همچنین وضعیت کلی اقتصاد و عوامل از جمله نرخ بهره ، تولید ، درآمد ، اشتغال ، تولید ناخالص داخلی ، مسکن ، تولید و مدیریت را در نظر می گیرد.
تجزیه و تحلیل اساسی در مورد داده های تاریخی و فعلی انجام می شود ، اما با هدف پیش بینی های مالی. چندین هدف ممکن وجود دارد:
- برای انجام ارزیابی سهام شرکت و پیش بینی تکامل قیمت احتمالی آن.
- برای ایجاد پیش بینی در مورد عملکرد تجاری خود ؛
- برای ارزیابی مدیریت آن و تصمیم گیری در مورد مشاغل داخلی و/یا محاسبه ریسک اعتباری آن.
- برای پیدا کردن ارزش ذاتی سهم.
تفاوت بین تحلیل فنی و اساسی
تجزیه و تحلیل فنی معتقد است که تمام اطلاعات در حال حاضر در قیمت یک امنیت منعکس شده است. تحلیلگران فنی به روندها نگاه می کنند و معتقدند که تغییرات احساسات باعث پیش بینی و پیش بینی تغییرات روند می شود. پاسخ عاطفی سرمایه گذاران به حرکات قیمت منجر به الگوهای نمودار قیمت قابل تشخیص می شود. تحلیلگران فنی همچنین روندهای تاریخی را برای پیش بینی حرکت قیمت آینده ارزیابی می کنند. در حالی که تجزیه و تحلیل اساسی معتقد است که بازارها ممکن است به طور نادرست امنیت را در کوتاه مدت قیمت گذاری کنند اما در نهایت قیمت "صحیح" حاصل می شود. سود را می توان با خرید امنیت با قیمت اشتباه و سپس انتظار برای تشخیص "اشتباه" خود و دوباره قیمت امنیت ، سود حاصل کرد.
نسبت های مالی و تجزیه و تحلیل نسبت مالی چیست؟
تجزیه و تحلیل اساسی فرایند جستجوی یک تجارت در ابتدایی ترین یا اساسی ترین سطح مالی است. این نوع تجزیه و تحلیل به بررسی نسبت های اصلی یک تجارت برای تعیین سلامت مالی آن می پردازد. تجزیه و تحلیل اساسی همچنین می تواند ایده ای از ارزش سهام یک شرکت را به شما ارائه دهد. مهمترین ابزار آن ‘تجزیه و تحلیل نسبت مالی است. نرم افزار Advanced Cloud مانند https://fintibi. wpengine.com/ ابزارهای مهم برای دستیابی به تجزیه و تحلیل مذکور است
نسبت مالی یا نسبت حسابداری ، بزرگی نسبی دو ارزش عددی منتخب است که از صورتهای مالی یک شرکت گرفته شده است. غالباً در حسابداری مورد استفاده قرار می گیرد ، بسیاری از نسبت های استاندارد برای ارزیابی وضعیت مالی کلی یک شرکت یا سازمان دیگر استفاده می شود.
تجزیه و تحلیل نسبت مالی نوعی تجزیه و تحلیل صورتهای مالی است که برای به دست آوردن نشانه سریع عملکرد مالی یک شرکت در چندین زمینه کلیدی استفاده می شود. این نسبت ها به عنوان نسبت های بدهی کوتاه مدت ، نسبت مدیریت بدهی ، نسبت مدیریت دارایی ، نسبت سودآوری و نسبت ارزش بازار طبقه بندی می شوند.
تجزیه و تحلیل نسبت مالی به عنوان ابزاری دارای چندین ویژگی مهم است. داده ها ، که توسط صورتهای مالی ارائه می شوند ، به راحتی در دسترس هستند. محاسبه نسبت ها مقایسه شرکتهایی را که از نظر اندازه متفاوت هستند تسهیل می کند. از نسبت ها می توان برای مقایسه عملکرد مالی یک شرکت با میانگین صنعت استفاده کرد. علاوه بر این ، از نسبت ها می توان به شکلی از تجزیه و تحلیل روند استفاده کرد تا مناطقی را که عملکرد با گذشت زمان بهبود یافته یا رو به وخامت گذاشته است ، شناسایی شود.
از آنجا که تجزیه و تحلیل نسبت مالی مبتنی بر اطلاعات حسابداری است ، اثربخشی آن با تحریفاتی که در صورتهای مالی به دلیل مواردی مانند حسابداری هزینه تاریخی و تورم ایجاد می شود ، محدود می شود. بنابراین ، تجزیه و تحلیل نسبت فقط باید به عنوان اولین قدم در تجزیه و تحلیل مالی ، برای به دست آوردن یک نشانه سریع از عملکرد یک شرکت و شناسایی مناطقی که باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرند استفاده شود.
تاریخچه تجزیه و تحلیل نسبت مالی
در آغاز قرن نوزدهم ، بهبود اساسی در تجزیه و تحلیل نسبت رخ داده است. در این دوره چند تحول درون زا است. اول ، تعداد زیادی از نسبت ها در مقایسه با دوره های قبلی تصور شد. دوم ، معیارهای نسبت مناسب ظاهر شد. از این نظر معروف ترین معیار نسبت فعلی بود. سوم ، تحلیلگران مختلف نیاز به تجزیه و تحلیل بین شرکت ها را درک می کنند و برای این منظور نیاز به معیار نسبت نسبت نسبی را احساس می کنند. علیرغم این تحولات ، از تجزیه و تحلیل نسبت برای تجزیه و تحلیل در این دوره استفاده شده است و آنهایی که نیاز به استفاده از آنالیز نسبت را داشتند فقط از نسبت فعلی استفاده می کنند.
دو تحول اگزوژن بسیار مهم در این دوره به دلیل این که نیاز به نسبت ها به وجود آمده است ، کد مالیات بر درآمد فدرال در سال 1913 و ایجاد سیستم ذخیره فدرال در سال 1914 بود. این دو تحول همچنین به بهبود محتوای صورتهای مالی و همچنین افزایش یافته استتقاضای صورتهای مالی.
در دهه 1920 ، علاقه به تجزیه و تحلیل نسبت به طرز چشمگیری افزایش یافت. بسیاری از نشریات در مورد موضوع تجزیه و تحلیل نسبت منتشر شده در این دوره. آژانس های اعتباری مختلف ، اتحادیه های کارگری ، دانشگاه ها و افرادی که به دنبال تجزیه و تحلیل داده های صنعت گردآوری شده در مورد تجزیه و تحلیل نسبت هستند.
جاستین (1924) استدلال كرد كه روش جمع آوری داده های صنعت و محاسبه متوسط "تجزیه و تحلیل نسبت علمی" نامیده می شود. کلمه "علمی" در این عنوان کاملاً صحیح نبود زیرا هیچ مدرکی پیدا نشده است که فرمولاسیون فرضیه و آزمایش فرضیه در واقع انجام شده است.
هوریگان (1968) می گوید تجزیه و تحلیل نسبت ها از سنین اولیه به وجود آمده است و دلیل اصلی توسعه تجزیه و تحلیل نسبت استفاده از آن در تجزیه و تحلیل خواص نسبت ها در 300 B. C بود. در زمان اخیر از آن به عنوان ابزاری استاندارد برای تجزیه و تحلیل صورتهای مالی استفاده می شود. در قرن نوزدهم دلایل اصلی استفاده از تجزیه و تحلیل نسبت ، قدرت مؤسسات مالی و انتقال مدیریت به مدیران حرفه ای است. تجزیه و تحلیل نسبت استفاده شده برای دو هدف که اعتبار و مدیریتی هستند. در رویکرد مدیریتی سودآوری و در رویکرد اعتباری ظرفیت شرکت برای پرداخت بدهی ، اصلی ترین نقطه تمرکز است. به طور کلی ، از تجزیه و تحلیل نسبت استفاده می شود.
گسترش سریع دانش مالی در قرن نوزدهم وجود داشت و برای مطالعه این تحلیلگر دانش به سرعت در حال گسترش ، ابتدا موارد مشابه را با هم مقایسه کرد و سپس دارایی ها و بدهی های فعلی و همچنین با سایر نسبت ها را مقایسه کرد. در آن دوره نسبت فعلی مهمترین نسبت در بین سایر نسبت های موجود بود. برای تجزیه و تحلیل نتایج عملیاتی از تجزیه و تحلیل DuPont نیز استفاده می شود. نتیجه به سه بخش تقسیم شده و سپس با سایر شرکت ها برای اشاره به مشکل و مناطق قوی تجارت می توانید با استفاده از https://fintibi. wpengine.com/ می توانید مؤلفه های تجزیه و تحلیل DuPont را بدست آورید.
Bliss (1923) می گوید که رابطه اساسی در تجارت با نسبت ها نشان داده شده و مدل کامل را بر اساس نسبت ها توسعه داده است. مدل هدف بالغ نبود اما به دیگران الهام می داد تا کار خود را روی این نظریه شروع کنند.
منتقدان مختلف تجزیه و تحلیل نسبت نیز ظاهر شدند. گیلمن (1925) نگرانی های مربوط به تجزیه و تحلیل نسبت را دنبال کرده است (1) نسبت ها پیوند با زمان هستند و با گذشت زمان تغییر می کنند ، بنابراین نمی توان تفسیر کرد (2) نسبت ها برای قضاوت در مورد شرکت های عملکردی که آنها را دستکاری کرده اند (3) نسبت به راحتی بر ذهن تأثیر می گذارند. بینندگان و پنهان کردن موقعیت واقعی و (4) نسبت های گسترده ای که بر قابلیت اطمینان نیز تأثیر می گذارد.
Foulke (1931) مجموعه ای از نسبت های مالی خود را با موفقیت ایجاد و تبلیغ کرد. این مجموعه از نسبت های مالی چاپ شد و به سرعت به عنوان گروه مهم و برجسته نسبت شناخته شد.
فیتزپاتریک (1932) با کمک سیزده نوع مختلف از آنالیز نسبت 120 شرکت شکست خورده و دریافت که سه از سیزده نسبت عدم موفقیت بنگاه ها را با دقت دقیق پیش بینی می کنند در حالی که سایر نسبت ها نیز قدرت پیش بینی را نشان می دهند.
راسمر و فاستر (1931) از یازده نسبت استفاده کردند تا بررسی کنند که بنگاه های موفق نسبت بیشتری نسبت به بنگاه های ناموفق دارند. اگرچه این مطالعه نابالغ بود اما با در نظر گرفتن سهم حیاتی که این مطالعه در ارزیابی سودمندی نسبت ها وجود دارد ، نادیده گرفته شد. کمیسیون امنیت و بورس آمریکا در سال 1934 تشکیل شد. این همچنین جریان و تعداد صورتهای مالی را گسترش می دهد و با کمک این عامل محیطی اهمیت تجزیه و تحلیل نسبت افزایش یافته و تحقق می یابد.
ماروین (1942) با استفاده از چندین نسبت ، روند مالی شرکتهای بزرگ موفق و ناموفق را تجزیه و تحلیل می کند. مقایسه نسبت های عادی صنعت با میانگین نسبت بنگاههای ناموفق بزرگ و دریافت که سه نسبت فعلی ، سرمایه در گردش خالص به کل دارایی ها و ارزش خالص به بدهی قادر به پیش بینی خرابی قبل از وقوع شکست واقعی بودند. این مطالعه قدرت واقعی پیش بینی تجزیه و تحلیل نسبت را نشان می دهد و نتایج هنوز قابل اعتماد بودند.
والتر (1957) شامل موارد بیانیه جریان نقدی در تجزیه و تحلیل نسبت بود. در پایان بیانیه صندوق جنگ جهانی به وجود آمد و با بیان بیانیه صندوق نیز نسبت بیانیه صندوق تولید شد.
هیکمن (1958) برای پیش بینی نرخ پیش فرض در وثیقه شرکت ، از نسبت سود و نسبت سود خالص استفاده کرد.
Saulnier (1958) می گوید شرکت هایی با نسبت فعلی و نسبت بدهی شانس بیشتری برای پیش فرض و شرکت های دارای نسبت های بالا دارند.
مور و اتکینسون (1961) به رابطه بین ظرفیت پرداخت و نسبت های مالی اشاره می کنند و نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل نسبت را نشان می دهد که بر توانایی استقراض بنگاه ها تأثیر می گذارد.
بیور (1967) همچنین قدرت پیش بینی تجزیه و تحلیل نسبت را مورد بررسی قرار داد و به توانایی نسبت به پیش بینی عدم موفقیت در اوایل پنج سال قبل از فروپاشی اشاره کرد. از تکنیک آماری مورد استفاده در این مطالعه قدرتمندتر از مطالعات قبلی بود و از داده های بیانیه صندوق برای محاسبه نسبت استفاده شد. این مطالعه پایه و اساس تحقیقات آینده را در مورد تجزیه و تحلیل نسبت تعیین کرده است.
Sorter و Becker (1964) رابطه بین الگوی روانشناختی و شخصیت شرکت های نسبت مالی را بررسی کردند و فهمیدند که شرکت های طولانی مدت دارای نقدینگی و پرداخت هزینه بیشتر هستند.
Gombola و Ketz (1983) دریافتند که صندوق و صورت درآمد برای اهداف مختلف تولید می شوند و نسبت سودآوری اطلاعاتی را که نسبت جریان نقدی ارائه می دهد شامل نمی شود. به عبارت دیگر ، هر دو نسبت اطلاعات مهم و همچنین متفاوت از یک و دیگری را به دست می آورند.
در دهه 1940 بسیاری از ملل ابراز علاقه به تجزیه و تحلیل نسبت کردند. نسبت فعلی در مدیریت اعتبار در استرالیا پس از بررسی شدید استفاده شده است. در انگلیس داده های مختلف جمع آوری شده است
سازمانها و در "هرمی" مرتب شده اند تا از آن داده ها در تجزیه و تحلیل نسبت استفاده کنند تا تصمیمات بر اساس منطقی تر اتخاذ شود. در بخش های دیگر ، روش انگلیس بیشتر از سیستم آمریکایی است که دارای اعتبار است. سیستم های هندی و کانادایی مشابه سیستم آمریکایی است و از همان نسبت ها و معیارها استفاده شده است. در ژاپن داده ها در گروه بندی بر اساس صنعت و اندازه بنگاه ها در دسترس است. چین و روسیه از چندین نسبت به عنوان اندازه گیری کنترل در سرمایه گذاری و سرمایه در گردش استفاده کردند.
پینچ ها و مینگو (1973) ساختار نسبت ها را ارزیابی می کنند و دریافتند که نسبت ها را می توان به گروه های مختلف تقسیم کرد. طبقه بندی کلی نسبت های مالی را به صورت منطقی ارائه دهید. نتایج نتیجه گرفت که این نسبت ها می توانند به چهار گروه که اهرم مالی ، شدت سرمایه کوتاه مدت ، بازده سرمایه گذاری و شدت سرمایه بلند مدت هستند ، تقسیم شود.
استیونس (1973) همچنین موضوع طبقه بندی نسبت را مورد مطالعه قرار داد و نسبت های مالی را در چهار دسته که شامل فعالیت ، نقدینگی ، اهرم و سودآوری است ، گروه بندی کرد.
Pinches ، Mingo و Caruthers (1973) و Pinches ، Eubank ، Mingo و Caruthers (1975) ادامه کار در این زمینه را انجام داده و نسبت های مالی را در هفت عامل که شامل گردش مالی دریافتنی ، گردش مالی سرمایه ، نقدینگی کوتاه مدت ، بازگشت است ، طبقه بندی می کنند. در مورد سرمایه گذاری ، گردش مالی موجودی ، اهرم مالی و موقعیت نقدی.
لیبی (1975) همچنین بخش نسبت های مالی و چگالشی را از هفت به پنج مورد مطالعه می کند. پنج بخش شامل نقدینگی ، فعالیت ، موقعیت نقدی ، سودآوری و تراز دارایی است. جانسون (1979) بیشتر تحقیقات Pinches (1973) را مورد مطالعه قرار داد و عامل دیگری را اضافه کرد که اندازه گیری تجزیه به هفت عامل است.
دوازده عامل مختلف یا تقسیم نسبت های مالی در پنج مطالعه مختلف ارائه شده است. بر اساس پنج مطالعه منتشر شده ، مجموعه ای از نسبت های مالی بسیار وقت گیر است زیرا نتایج مطالعات منتشر شده بسیار متنوع بود.
چن و شیمردا (1981) عمیقاً پنج مطالعه منتشر شده را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که برخی از دوازده عامل ارائه شده در مطالعات یکسان بوده اند و به سادگی نام تغییر می کند. بنابراین ، دوازده عامل به هفت عامل گروه بندی می شوند. هفت عامل عبارتند از: موقعیت نقدی ، اهرم مالی ، گردش مالی موجودی ، نقدینگی کوتاه مدت ، بازده سرمایه گذاری ، گردش مالی دریافتنی و گردش مالی.
چرا نرم افزار تجزیه و تحلیل بنیادی مهم است؟
در دنیای امروز استفاده از نسبت های مالی افزایش یافته است. از آنجا که دسترسی به عملکرد بنگاهها با تجزیه و تحلیل نقدینگی ، سودآوری ، مدیریت دارایی و نسبت کارآیی آن بسیار مهم است. این نسبت ها به روش های زیر کمک می کنند:
- تصمیم گیری آگاهانه ؛
- پیش بینی آینده ؛
- تجزیه و تحلیل صورتهای مالی ؛
- در درک سودآوری کمک می کند.
- تجزیه و تحلیل کارآیی عملیاتی ؛
- نقدینگی بنگاهها ؛
- در شناسایی خطرات تجاری کمک می کند.
- در شناسایی خطرات مالی کمک می کند.
- برای مقایسه عملکرد بنگاهها ؛
- برنامه ریزی مالی.< Pan> در دنیای امروز استفاده از نسبت های مالی افزایش یافته است. از آنجا که دسترسی به عملکرد بنگاهها با تجزیه و تحلیل نقدینگی ، سودآوری ، مدیریت دارایی و نسبت کارآیی آن بسیار مهم است. این نسبت ها به روش های زیر کمک می کنند:
مدرسه فارکس معامله گر ایرانی...
ما را در سایت مدرسه فارکس معامله گر ایرانی دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : صالح پور مهروز
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : سه
شنبه
29 فروردين
1402 ساعت: 20:46